قاش قاپيزدا اوينا
امروز براي تهيه يك برنامه تلويز يوني كه در رابطه با بازار بزرگ تبريز كه در مورد اهميت تاريخي آْن با مردم تبريز قصد مصاحبه داشتم به موضوعي بر خوردم كه واقعا" برايم بسيار عجيب بود و آ ن كنش و واكنش هاي مردم به دوربين واكيب فيلم برداري بود از ده نفر عابر پياده و هر دكان داري كه دعوت به مصا حبه كردم بدون اغراق هفت يا هشت نفرشان پاسخشان منفي بود وبعضي با عصبانيت درخواستم را رد مي كرد وبرخي حتي ناسزا مي گفتند آخر سر از مردميانسالي كه در مقابل درخواستم براي مصاحبه به شكل نمايشي زيپ دهانش را مي كشيد با احترام تمام وخواهش وتمنا خواستم كه علت اينكه چرا با ميكروفن دوربين من حرف نمي زند چيست ؟وپرسيدم كه آخر مگر مي داند كه من از او در مورد چه چيزي پرس وجو خواهم كرد؟آن مرد در برابر اصرار فراوانم بانگاهي چون نگاه عاقل اندر سفيهي به چشمانم زل زدو
گفت: حرفهاي كه من براي گفتن دارم تو عرضه پخش كردنش را نداري و هرگزدوست ندارم حرف مفت بزنم...(ايندي بيول قاش قاپيزدا اوينا)* وراهش را كشيد ورفت.
*مثل تركي است ومنظور اينست كه برو جلو در خونه خودتون بازي كن
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 1:11 توسط رحیم فخوری
|
اینجانب بیشتر در زمینه فیلم سازی ، سناریو نویسی وداستان فعالیت دارم البته